
- خدا ببخشید می دونم خودم که بنده خوبی نبودم و نیستم ولی یه سوال دارم که دلم خیلی می خواد جوابش رو بفهمم واقعا هدف خلق این دخترا چی بود ؟
عذاب دادن ما پسرا یا اینکه ما راه درآوردن لج دخترا رو بگردیم و پیدا کنیم
واز شوخی دور شیم چقدر تحمل چقدر صبر تا کی آخه بابا من دارم داغون میشم .... راحت بگم دیگه از دخترای اطرافم متنفرم (البته استثناء داره یکی هست که دوروبرم نیست) ولی همه اونایی که از نزدیک میشناسم دیگه قابل تحمل نیستن ... خودم آدم درستی نیستم که بخوام ادعا کنم تو روی من به خودم دروغ میگن آخه وقتی من از چیزی خبر دارم و می دونم از کجا آب می خوره به من دروغ میگن بشکنه دست من اگه دیگه کاری کنم منو باش که خودم رو خراب کردم یکی نیست بگه آخه شما رو که مثل خاله زنکا می مونید چه به درس خوندن ..... . زیر دوش آب بودم که به نتیجه باسه این چند نفر رسیدم ...همه برعلیه یکی یکی بر علیه همه ... بعدش هم اون شعر معروف رپ میگه : من هستم باسه خودم یه آدم جدا وقتی من حرف می زنم باید به من بگی پسر شجاع(دندونام هنوز شبیه پسر شجاع می مونه) ولی به خدا که هفته پیش پنجشنبه به قدری ناراحت بودم که از خدا خواستم یه جوری راه رو باز کنه و تو همون حال یاد ابوالفضل سپهر (خدا رحمتش کنه) افتادم و شعری که سال ها پیش خونده بودم زمزمه کردم ...
اتل متل یه بابا
دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر
یه مادر فداکار
اتل متل بچه ها
که اونها رو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ کسی رو ندارن
مامان بابا رو می خواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتها
بابا چه مهربونه ....
اون خدا بیامرز هم تو زندگیش سختی زیاد کشید و سختیهای زیادی رو دید که مردم چطوری تحمل کردن خلاصه فرداش جمعه که بود تو اینترنت یه اتفاقی افتاد که ممکنه اونی که خودش می دونه به دونه چی بود
من هم اون اتفاق رو هدف قرار دادم و این شد که از یه هفته گذشته تو دانشگاه می خوام پز یه بابای رو بزنم سعی کنم من شاگرد اول بشم نه اون .... پس برای این کار شروع می کنم ... دیگه هم کاری با اونا ندارم خدا می دونه که من چقدر تو طول یه سال چقدر خودم و خونوادم رو اذیت کردم سر همیناست که الان دارن منو مسخره می کنم
ای اونهایی که امروز
دارین بهش می خندین
برای خنده هاتون
دردشو می پسندیدن
امروزشو نبینین
بابام یه قهرمانه
یه روز به هم می رسیم
بازی داره زمونه
موج بابام کلید
قفل دره بهشته
درو کنه هر کسی
هر چیزی رو که کشته ....
نمی خوام دیگه ادامه بدم چون خودم شاید لحن نوشتم خنده دارباشه و اینقدر ناراحتم که دستام داره می لرزه
و میگم
به شب میسپارم تور ا تا نسوزد ×× به دل می سپارم تورا تا تمیرد ×× خداحافظ برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه ×× اگر سبز رفتی اگر زرد مانتدم ×× خدا حافظ ای نوبهار همیشه
+ نوشته شده توسط فضول فراری در و ساعت
0:25 |