تبليغاتX
:. قدیسان .: - خلاصه ای بر توریسم

"توريسم" يا جهانگردي "مسافرتي" است كه معمولاً با هدف "تفريح" و "آرامش روح" صورت مي گيرد اما همچنين به مهيا نمودن خدمات لازم براي جهانگردان نيز اشاره دارد. طبق تعريف ارائه شده توسط سازمان جهانگردي جهاني، "جهانگردان" افرادي هستند كه به مكان هايي كه زادگاهشان نيست و يا معمولاً با آنها سروكار ندارند و با هدف تفريح، تجارت و غيره، سفر كرده و طي يك سال متمادي در آنجا اقامت مي كنند. هدف جهانگرد از اقامت معمولاً با توجه به محل اقامت وي تعيين مي شود. "فاصله بين محل اقامت اوليه فرد و مقصد وي در اين تعريف اهميتي ندارد. صنعت جهانگردي امروزه به يك فعاليت مهم و گسترده تبديل شده است. در سال 2004 ، حدود 736 ميليون نفر با هدف جهانگردي به مسافرت پرداخته اند.

صنعت توريسم ، به عنوان يك صنعت خدماتي داراي عناصر محسوس و نامحسوس است. اغلب عناصر مهم و محسوس اين صنعت عبارتند از حمل ونقل،‌اقامت و بقيه موارد مربوط به صنعت پذيرايي. از عناصر نامحسوس اين صنعت كه هدف جهانگرد را در بر مي گيرند مي توان به استراحت، به آراميش رسيدن ، فرصت ملاقات با افراد جديد و تجربه نمودن فرهنگ هاي مختلف و يا فقط كاري متفاوت انجام دادن و ماجراجويي اشاره كرد.

صنعت جهانگردي در بسياري از كشورهاي صنعتي بسيار مهم و حياتي محسوب مي‌شود و درآمد ناشي از خدمات ارائه شده به جهانگرد، ماليات هاي اعمال شده به صنعت جهانگردي و فرصت هاي شغلي و اقتصادي مترتب آن از مزاياي مهم اين صنعت به شمار مي روند. به همين دليل، گاهي اوقات سازمان هاي غير دولتي (NEO) و موسسات دولتي مكان هاي خاصي را با هدف توريستي كردن آنها مجهز مي كنند و از صنعت جهانگردي در آن مناطق حمايت مي نمايند. هجوم زياد جهانگردان يك منطقه خاص ممكن است باعث ايجاد پيشرفت بيش از حد شود اما براي جلوگيري از وقوع چنين پديده اي، صنعت اكوتوريسم به دنبال يافتن راه حل هاي مناسب و پايدار است.

اصطلاح "جهانگردي" و "مسافرت" گاهي اوقات به جاي يكديگر به كار مي روند. در اين جا تعريف مسافرت همانند تعريف جهانگردي است اما سفري است كه درجه هدفمندي آن بيشتر است. اصطلاحات "توريسم" و "توريست" گاهي اوقات بيانگر علاقه اندك جهانگرد به محلي است كه از آن بازديد مي كند

يكي از اولين تعاريف جهانگردي توسط اقتصاد دان اتريشي هرمان وان شولارد در سال 1910 ارائه شده كه طبق آن جهانگردي " مجموع نهايي عواملي اكثراً با ماهيت اقتصادي است كه به طور مستقيم با ورود، اقامت و سفر افراد خارجي درون يا خارج از يك كشور، شهر يا منطقه خاص مرتبط است."

هانزيكر و كراف در سال 1942، جهانگردي را به اين صورت تعريف كرد: "مجموعه روابط و پديده‌هاي ناشي از سفر و اقامت بيگانگان مشروط بر آنكه اقامت آنها منجر به اقامت دائم نشده و شامل فعاليت هاي اقتصادي نشود."


درسال 1976، جمعيت جهانگردي انگلستان جهانگردي را به عنوان "مسافرت كوتاه مدت و موقتي افراد به مكان هايي خارج از محل زندگي يا كار اصلي شان و فعاليت هايشان در طي اقامت در اين اماكن تعريف كرد. در اين تعريف سفر با هر هدفي مي تواند انجام شود." در سال 1981، جامعه بين المللي متخصصان صنعت جهانگردي (AIEST) جهانگردي را بر اساس فعاليت هاي خاصي كه به صورت هدفمند انتخاب مي شوند و در خارج از محيط زندگي اصلي صورت مي پذيرند تعريف كرد.

صنعت جهانگردي را مي‌توان به انواع زير طبقه بندي كرد:
· توريسم بين المللي محدود به داخل: ديدن يك كشور توسط افراد غيرمقيم آن كشور
· توريسم بين المللي محدود به خارج: مراجعه افراد غيرمستقيم يك كشور به كشور ديگر
· توريسم داخلي: ديدن يك كشور توسط افراد مقيم آن كشور
· توريسم محلي: توريسم بين المللي محدود به داخل + توريسم داخلي


*توريسم ملي: توريست هاي داخلي + توريسم بين المللي محدود به خارج.

قبل از آنكه افراد وارد صنعت جهانگردي شوند مي بايست حداقل از

# درآمد كافي يعني پول كافي براي خرج كردن در امور غيرضروري
# وقت آزاد براي تفريح
# زير ساخت توريسم مانند حمل و نقل و اسكان برخوردار باشند.


همچنين سلامت كافي هم اهميت دارد و همچنين تمايل به مسافرت. به علاوه، در برخي كشورها براي خروج از كشور محدوديت هايي وجود دارد. برخي دولت ها ممكن است با كنترل شديد شهروندانشان (مخصوصاً در كشورهاي كمونيستي ) ، مسافرت به خارج از كشور را حق افراد خاصي بدانند. ايالات متحده از سفر اتباع خود به برخي كشورها مانند كوبا جلوگيري مي كند.

اصطلاحات "توريسم" و "توريست" اولين بار در سال 1937 توسط اتحاديه ملل مورد استفاده قرار گرفتند. توريسم به عنوان سفر افراد به خارج از كشور و با مدت زمان بيش از 24 ساعت اطلاق مي شود.

سلامت توريسم و مسافرت تفريحي

تاريخچه توريسم در اروپا به سفرهاي زائران قرون وسطي بر مي گردد. زائران كانتربري تيلز مسافرت خود را مسافرتي مذهبي دانسته و آن را تجربه اي درروز تعطيل مقدس خود تلقي مي كردند (اصطلاح روز مقدس (holiday) از "holy day" گرفته شده و به فعاليت هاي تفريحانه مربوط مي شود). زائران فعاليت هايي را آغاز كردند كه هنوز هم آنها را مي توان مشاهده كرد مثلاً سوغاتي آوردن از سفر، باز كردن حساب هاي اعتباري در بانك هاي خارجي (كه در قرون وسطي شبكه هاي بين المللي يهوديان و لمباردها را تغذيه مي كردند) و استفاده از فضاي موجود در اشكال مختلف حمل و نقل )مانند استفاده زائران سانتياگو و كومپستلا از كشتي هاي شراب انگليسي در قرون وسطي كه شراب را به بندر ويگو اسپانيا منتقل مي كردند) . هنوز زائران در صنعت توريسم جايگاه مهمي دارند و از ميان آنها مي توان به لردها و ناك هاي ايرلند اشاره كرد كه اهميت فوق العاده اي دارند. اشكال مدرن تر زيارت در گريسلند و مقبره جيم موريسون در قبرستان)پروه لاكايز( ديده مي شود.


در طي قرن شانزدهم در انگلستان كاملا مرسوم بود كه افرا را با تورهاي بزرگ اعزام نمايند پسران افراد برجسته و متمول يا به اصطلاح) نجبا ( و اشراف را به تورهاي بزرگ اروپا گسيل مي داشتند تا تجربه كسب كنند. قرن هيجدهم عصر طلايي تورهاي بزرگ بود و بسياري از بازديدكنندگان توري در رم با علامت پمپيو باتوني ممهور مي شدند. اگر بخواهيم چيزي را همتاي تورهاي بزرگ آن ايام نام ببريم مي توانيم تورهاي بزرگ به تورهاي بزرگ و دسته جمعي ايام تعطيل اشاره كنيم كه شركتهايي چون سوان – هلنيك آنها را به اجرا مي گذارند.

توريسم سلامت و درمان هم هميشه وجود داشته ولي تا قبل از قرن هجدهم اهميت چنداني براي آن قائل نبودند در انگلستان اين توريسم به شهرهاي داراي چشمه هاي آب گرم اختصاص داشت و عموما مناطقي كه آبهاي معدني داشتند براي درمان امراض مختلف از بيماريهاي رودي گرفته تا كبدي و برونشيت مورد توجه قرار مي گرفتند. حمام آب گرم بسيار متداول بود ولي استفاده از بوكستون ، هاروگيت و چاههاي تون برنج نيز در كنار ديگر پروژه هاي درماني رونق گرفتند. البته مردم براي سرگرمي و تفريح هم به اين مناطق سر ميزدند بويژه براي استفاده از آبها ، چشمه هاي آب گرم قاره اي نظير كارلزباد هم مسافران بسياري را در قرن نوزدهم جذب مي كردند.

مي توان گفت كه بريتانيا مركز استفاده از سواحل در ايام تعطيل بود در سفر به سواحل مردم سعي مي كردند از روشهاي تفريح دولتمردان تقليد كنند. جرج سوم بريتانياي كبير يا پادشاه جرج سوم هرگاه دچار ناخوشي ميشد به طور مستمر به وپموت ميرفت در آن زمان برخي از پزشكان حمام گرفتن با آب دريا را براي درمان توصيه مي كردند و اين رويه به كمك پرنس ريجفت كه بعدها جورج چهارم لقب گرفت به رويه را عمومي كرد. وبراي نيل به هدفش به كرات به پرايتون سفر مي نمود.

برخي از مسافران انگليسي پس از بازديد از نواحي گرم جنوب اروپا تصميم گرفتند در فصل سرما بقيه زندگي خود را در آنجا سپري كنند. Cox & Kings اولين شرکت مسافرتی رسمی بود که در سال 1758 به وجود آمد.

سفر تفريحي از ابداعات انگلستان بود و ريشه در عوامل جامعه شناختي داشت . بريتانيا نخستين كشوراروپايي بود كه انقلاب صنعتي را آغاز نمود و جامعه صنعتي نخستين جامعه اي بود كه فرصت تفريح را براي تعداد روز افزوني از مردم فراهم مي آورد. در شروع كار اين تفريحات براي طبقه كارگري ممكن نبود بلكه صاحبان ماشين توليد مالكين كارخانجات و تجارو اقتصاد مدارها از اين فرصت بهره مند بودند. بدين ترتيب طبقه متوسط هم پديد آمد.

در نامگذاري بسياري از اين مناطق ردپايش از اصل و ريشه بريتانيايي ديده مي شود. مثلا در نيس كه اولين مركز تفريحي ايام تعطيلات در فرانسه بود مراسم ويژه اي در روز پرومنايد دس آنگلايس برگزار مي شود. در بسياري از ديگر ايام تاريخي قاره اروپا و حتي نامگذاري هتل هاي قصرگونه نيز اين قاعده مستثني نيستند و نامهايي چون هتل بريستول ، كارلتون و مجستيك جملگي نشان از تاثير گذاري هاي مشتريهاي انگليسي دارند.

+ نوشته شده توسط فضول فراری در و ساعت 20:32 |